گوسفند هر رنگی که باشد باز هم گوسفند است اگر عقاید آدمی احمقانه باشد با کروات و کت شلوار روشن فکر نمیشود.
برچسب:
نویسنده: آرتین فرهادی
⇦سختـــــــــہ ↯↯
برچسب:
نویسنده: آرتین فرهادی
از ڪاغــذ بود ...
برچسب:
نویسنده: آرتین فرهادی


♚↻فـداے
✓"کسـے" کہ وقتے دلشــ "تنگــہ"سـراغ مـارو میگیره✓
✘نــه وقتیکــہ کارش
ـــ لنگه♚
⊂⇝✘romanticmf.blogfa.com✘⇜⊃
برچسب:
نویسنده: آرتین فرهادی


Life always give you a chance
It name is tomorrow
برچسب:
نویسنده: آرتین فرهادی
برچسب:
نویسنده: آرتین فرهادی


چه بخوای چه نخوای
چه دیر چه زود
انسان ها به
سمت لیاقت هاشون میرن
برچسب:
نویسنده: آرتین فرهادی
وبلاگ عاشقانه،تقدیم به عشقم
عشقم....
عشقم....
صـدات همیشه درقلبم باقی خواهد ماند.
tag: تصویر, عشقم, بازیگر, تصاویر, البوم
پنجشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۶ ♦ 13:5 ♦ محمد فولادی ♦
♥میخوای بری به صفحات بعدی گوشه ها رو چک کن♥
برچسب: عشقم,
نویسنده: آرتین فرهادی
وبلاگ عاشقانه،تقدیم به عشقم
اگه یه خر آدمو بوس کنه
خیلییی بهتر از وقتیه که
یه بوس آدمو خر کنه
tag: تصویر, بوس بازیگر, بوس تصاویر, بوس البوم, بوس گالری عکس
شنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۶ ♦ 16:3 ♦ محمد فولادی ♦
♥میخوای بری به صفحات بعدی گوشه ها رو چک کن♥
برچسب:
نویسنده: آرتین فرهادی

آنقدر عاشقانه براي خُــــــدا زندگي کنيم که خدا هم عاشقانه بگويد
وَصْطَنَعْتُکَ لِنَفْسـي
شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۴ ♦ 21:34 ♦ محمد فولادی ♦
برچسب:
نویسنده: آرتین فرهادی
و چقدر دوست داشتم نگاه خیس مرا درک کنند
چقدر دلم می خواست یک نفر به من بگوید
چرا لبخندهای تو اینقدر بی رنگ است
اما کسی نبود همیشه من بودم و
من و تنهایی و
این وبلاگ...
برچسب:
نویسنده: آرتین فرهادی

باز باران...اما کو ترانه؟؟؟
کو دو دست کودکانه؟؟؟
کو نگاه عاشقانه؟؟؟؟؟؟
کو سلامی بی بهانه؟؟؟
شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۴ ♦ 21:38 ♦ محمد فولادی ♦
برچسب:
نویسنده: آرتین فرهادی
و چقدر دوست داشتم نگاه خیس مرا درک کنند
چقدر دلم می خواست یک نفر به من بگوید
چرا لبخندهای تو اینقدر بی رنگ است
اما کسی نبود همیشه من بودم و
من و تنهایی و
این وبلاگ...
برچسب:
نویسنده: آرتین فرهادی

پسر، دختر زیبایی را دید، شیفته اش شد،باهم دوست شدند، چند ساعتی باهم توی خیابون قدم میزدند که یک بنز گرون قیمت جلوی پاشون ترمز زد، دختر به پسر گفت: خوش گذشت ولی نمیشه پیاده راه رفت(بای). نشست تو ماشین ، راننده بهش گفت: خانم ببخشید من راننده این آقا هستم لطفأ پیاده شید.
برچسب:
نویسنده: آرتین فرهادی